دکتر شریعتی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

 

نویسنده : ادمین بازدید : 229 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:22

 

نویسنده : ادمین بازدید : 228 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:21

 

 
«دکتر شریعتی» چگونه نامِ خیابان شد؟
 
 
 
خاطره‌ای از مهندس محمد توسلی، اولین شهردار پس از انقلاب. چاپ شده در ماهنامه‌ی آدینه، شماره‌ی ۹۷، دی‌ماه ۱۳۷۳، صفحه‌ی ۶۵.
 
«خیابان قدیم شمیران را مردم در جریان راهپیمائی‌های تاسوعا و عاشورا به نام مرحوم طالقانی نامگذاری کرده بودند. از آنجا که حفظ این نام مغایر با ضوابط تعیین‌شده‌ی شورای نامگذاری بود این موضوع حضوری با ایشان مطرح شد. ایشان ضمن تأئید این ضوابط از پیشنهاد نام دکتر شریعتی به مناسبت موقعیت «حسینیه ارشاد» در این خیابان به گرمی استقبال کردند. بعد از درگذشت مرحوم طالقانی در ۱۹ شهریور سال ۱۳۵۸ خیابان تخت‌جمشید سابق به نام ایشان نامگذاری شد.»
نویسنده : ادمین بازدید : 227 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:20

 

نویسنده : ادمین بازدید : 182 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:19

 

 
پیام اولین کنگره کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی 
(سومین کنگره ی کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در اروپا )
به جناب آقای دکتر محمد مصدق رهبر ارجمند جبهه ملی ایران
 
ای سردار پیر سر از زانوی اندیشه ات بردار و خروش فرزندانت را بشنو که با سینه های مالامال از امید به فردای پیروزی نام تو را می برند .
 
ای دهقان سالخورده تاریخ ما … کاش می توانستی دیوارهای قلعه ای را که در آن زنجیرت کشیده اند ، بشکافی و بیرون آیی تا به چشم خویش ببینی از بذری که در مزرعه اندیشه ها افشانده ای ، نسلی روئیده است که جز به جهاد نمی اندیشد و جز به راه تو گام نمی گذارد و تو آنگاه می دیدی نهضتی را که تو رهبری کردی و او تو را پرورش داد ، امروز دارای فرهنگی غنی است . فرهنگی که صفحاتش با خون نگاشته شده است و داستانش داستان شکنجه ها ، زندان ها ، اسارت ها و محرومیت هاست و امروز نسلی که پس از هشت سال پیکارش ولوله در جهان انداخته است از این فرهنگ الهام می گیرد .
 
ما نیز هزاران فرسنگ دور از دیار عزیز و یاران دلیر خویش راه مقدس همین نسل را دنبال می کنیم و بی آنکه لحظه ای به منافع خویش و حتی به حیات خود بیندیشیم ، دست اندر کار نبرد با پلیدی و تاریکی هستیم و امروز که در برابر همان دشمنانی که از چپ و راست بر تو می تاختند ، ایستاده ایم ، می خواهیم در کوشش ملت خود به سوی روشنایی سهم شایسته خویش را داشته باشیم .
 
نام تو امروز نه تنها فضای ما را گرم می دارد ، بلکه آسمان های بیگانه ای را که امروز ما در زیر آن بسر می بریم ، با روح و دل ما آشنا ساخته است ، زیرا هر کجا که می گذریم ، سخن از تو است و پیکار مقدس تو.
 
ما به تو اعلام می کنیم که به راهی که رفته ای وفاداریم . نام تو محک آزادی و شرف ماست و شیرازه اتحاد و پیوند ما .
 
ما به تو اعلام می کنیم که دوش به دوش یاران تو می جنگیم و از شکنجه و کشتار خصم نمی هراسیم .
 
ما به تو اعلام می کنیم بنائی را که پی ریختی می سازیم ، جهادی را که آغاز کردی به پایان می بریم و دیواره های استبدادی را که شکافتی فرو می ریزیم .
 
ما به تو اعلام می کنیم که همگام با ملت خویش به پا خاسته ایم تا شب سیاه ملک خویش را به صبح کشانیم و استعماری را که تو مجروح کردی ، بمیرانیم و در راه تو و در پی تو ، شرف و آزادی ملت خویش را از چنگال دژخیمان مردم خوار و غلامان جان نثار رهایی بخشیم و زنجیرهای گران را از پای تاریخ وطن خود برداریم .
 
درودهای گرم و آتشین فرزندان وفادار خویش را بپذیر !
پاریس - ژانویه 1962
 
(این پیام به قلم دکتر شریعتی نوشته شده است)
 
نویسنده : ادمین بازدید : 214 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:11

 

 
 
هنگامی که قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگی به دعاوی انگليس در ماجراي ملی شدن صنعت نفت تشکيل شود، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از موعد مقرر به محل دادگاه رفت. در حالی که پيشاپيش جای نشستن همه ي شرکت کنندگان تعيين شده بود، دکتر مصدق رفت و به نمايندگی هيات ايران روي صندلی نماينده انگلستان نشست.
 
قبل از شروع جلسه، يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا برای نماينده هيات انگليسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست، اما پيرمرد توجهی نكرد و روی همان صندلی نشست. جلسه در جال آغاز بود و نماينده هيات انگليس روبروی دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روي صندلی خويش بنشيند، اما پيرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد.
 
جلسه شروع شد و قاضی رسيدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماينده انگلستان نشسته ايد، جای شما آن جاست. کم کم ماجرا داشت پيچيده می شد و که دکتر مصدق بالاخره به صدا
در آمد و گفت:
شما فكر می کنيد نمي دانيم صندلی ما کجاست و صندلی نماينده هيات انگليس کدام است ؟ نه جناب رئيس، خوب مي دانيم جايمان کدام است. اما علت اينكه چند دقيقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر اين بود که دوستان بدانند بر جای ديگران نشستن يعنی چه ؟ سال های سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادی ماست نه سرزمين آنان ...
 
سكوتی عميق فضای دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان سخنانش كمی سكوت كرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خويش قرار گرفت. با همين ابتکار و حرکت عجيب بود که تا انتهای نشست، فضای جلسه تحت تاثير مستقيم اين رفتار پيرمرد قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان
محکوم شد
نویسنده : ادمین بازدید : 198 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:08

 

 
عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد که کیست ؟! یک "خود جوشی ذاتی ست " و از این رو همیشه اشتباه می‌کند و در انتخاب به سختی می‌لغزد و یا همواره یک جانبه می‌ماند و گاه میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریکی ست و یکدیگر را نمی‌بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را می‌توانند دید و در اینجاست که گاه پس از جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق که در چهره هم می‌نگرند، احساس می کنند که همدیگر را نمی‌شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پس از عشق- که درد کوچکی نیست - فراوان است. 
 
( کتاب کویر صفحه 62 و 63 )
نویسنده : ادمین بازدید : 202 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:07

 

 
عشق چیست ؟
صدها تعریف درباره عشق کرده اند و می شود کرد . اما آنچه به نظر من بهترین و عمیق ترین تعریف از عشق است این است که :
 
""" عشق زائیده تنهائی ست و تنهائی نیز زائیده عشق است """
 
دکتر علی شریعتی / کتاب نیایش / صفحه 144
نویسنده : ادمین بازدید : 189 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:07

 

 
انسان ، این عاصی بر خداوند،که با دستی در دست شیطان عقل ،و دست دیگر در دست حوای عشق ،و کوله بار سنگین امانت بر دوش ،
از بهشت بیدردی و بر خورداری هبوط کرد . تنها ، و در این جهان ،غریب !
عاصی , اما همواره در دغدغه ی بازگشت , اکنون آموخته است که چگونه از " عبادت " به " نجات " راه یابد و با تسلیم در جبر دلخواه
پس از انکه با عصیان، از جبر کور رها شد از " رنج های بی امیدش "
رها شود . او که از خدا گریخت پس از انکه در کوره رنج های زمین آگاهی ، تنهایی و انتخاب , امتحان دید و ناب شد ،اکنون راه بازگشت را به سوی خدا ، دوست بزرگش که در انتظار اوست , می داند راهی که ازبه سوی او شدن وی می گذرد !
 
دکتر علی شریعتی / اسلام شناسی / ص 77
نویسنده : ادمین بازدید : 199 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:06

 

نویسنده : ادمین بازدید : 208 تاريخ : دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت: 2:05
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد